14 و 15 و 16 امین دندون پسرکم
سلام عشق مامان.ببخش که خیلی وقته برات ننوشتم امروز 5 شنبه هجده آذرماهه و شما یک سال و نه ماه و بیست و سه روزته متاسفانه تو این مدت اتفاقای خیلیییی بدی برامون افتاد بابا بزرگ مشهدی در کمال ناباوری بای همیشه از بین ما رفت خیلییی دوستت داشت و عاشقت بود هنوزم رفتنش باورم نمیشه منم خیلی دوستش داشتم. خدا رحمتش کنه. من بعنوان عروس واقعا ازش راضی بودم و مثل پدر خودم دوستش داشتمو با تمام وجودم برای آرامشش دعا میکنم بعد هم دختر خاله بابا تصادف کرد و اونم از پیشمون رفت خیلییییییی روزای بدی بود این مدت هم همش در رفت و آمد به مشهد بودیم بخاطر مراسمات خودم از نظر روحی شدیدا به هم ریختم تحمل این همه سختی...



